آدرینا نه تنها از دیوار راست بالا میره بلکه از بالای دیوار راست پایین هم میاد!
ورودی هال به راهرویی که منتهی به آشپزخانه ست رو با چند تا تشک مسدود کردیم چون دختر گردشی ما به جیک ثانیه خودش رو میرسونه دم در آشپزخونه و من از هره تیز دم پله ورودی آشپزخانه میترسم که بهش آسیبی برسونه دیروز مشغول کار بودم و بلند بلند با آدرینا حرف میزدم که مثلا سرگرم باشه و حس کنه کنارشم. یه لحظه دیدم یه پیشی ملوس سفید پوش با یه جفت چشم تیله ای وایساده تو آستانه آشپزخانه و داره بربر بهم نگاه میکنه! خشکم زد! و اومدم بررسی کردم و فکر کردم دختری با اون بدن منعطفش خودش رو به زور از کنار تشک ها رد کرده و خودش رو رسونده به من امروز چیزی دیدم که فهمیدم زهی خیال باطل! حضرت ایشان خیلی شیک از تشک ها با اونهمه ارتفاع میگیره و می...
نویسنده :
الهه
20:29



