آدریناآدرینا، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 25 روز سن داره

آدرینا : شازده خانم خانه مامان الهه و بابا مهدی

دنیا یه همچین جاییه

سهمگین ترین طوفان  تاریخ تو فیلیپین آمده و الان عده زیادی بی خانمانند و دارند برای زنده موندن میجنگند. تازه اضافه کنید درد از دست دادن خانه و کاشانه و عزیزان و ... ولی من سرما خورده گلو چرک کرده افتادم رو تختم و دکتر  آوردن بالا سرم که نرم بیرون بدتر بشم. یعنی میدونی تفاوت از کجاست تا کجا؟ تازه یه گوشه دیگه دنیا  یه عده آدم خیلی خیلی مهم دارن  راجع به موضوعاتی مهمتر تر بحث میکنن که نتیجه بحثشون میشه سرنوشت هزاران هزار آدم تو ایران و منطقه و شاید  کل دنیا. و واقعا اونایی که بحث میکنند با هم اصلا ته ذهنشون جایی برای درک رنج  آدمها در ساده ترین مناسبات زندگی در این دنیای  به هم ریخته داره؟ یا وقت میکنند خودش...
18 آبان 1392

ما مفتخر به این بیماری بودیم و کسی نمیدانست- روزئولا

بله بعد اینهم کلنجار رفتن و دلهره و نگرانی کشیدن دونه ها زدن بیرون و تازه دکترای عزیز تشخیص فرمودن روزئولاست یه بیماری بی خطر ولی پر عارضه با بد خلقی و بی اشتهایی مطلق و بد اخلاقی و گریه و  آویزان مامان شدن شروع میشه طوری که بعد از اینکه نصفه شب بعد از  اینکه بعد از کلی جیغ و داد و گریه بچه تون موفق میشید بخوابونیدش تا صبح برید تو فکر که چش شده این بچه؟ نکنه سر صبحی بهش گفتم بالا چشمت ابروئه روحیه اش تهاجمی و پرخاشگر شده؟ نکنه ... انواع و اقسام نکنه ها که به فکرتون میاد یکی دو روز بعد یهو تب شروع میشه تب یه چی میگم یه چی میشنوین ها تب مقاوم به دارو که تا 41 درجه هم میتونه برسه دور از جون شما ولی پدر تون باید در بی...
17 آبان 1392

گفتگو های مادر دختری و پیشرفت مهارتهای گفتاری شنیداری

توضیح: این مطلب روصد و بیست سال پیش (حدودا اوائل آبان) نصفه رها کرده بودم بنا براین خیلی از این ها الان قدیمی شدند! ضمنا تاخر و تقدم زمانی هم رعایت نشده با عرض معذرت و اصلا بعضی ها مربوط به قبل یکسالگی هستند.   -آدرینا هاپو چی می گه؟ -هاپ، هاپ (با تاکید روی پ) -آدرینا پیشی چی می گه؟ -میــــــــــــــو، میـــــــــــــــو! (صدا تا جای ممکن نازک و عشوه ای و کشدار و دلبرانه!) -آدرینا بع بعی چی میگه؟ - بـــــــــــــــــــــــع! -آدرینا کو؟ ای یا ها ( یعنی ایناها! در حالیکه با دستش میزنه تو سینه خودش!) -آدرینا مامان کو؟ _میخنده و با انگشتش به من اشاره میکنه (اون خنده و نگاه اولیه اش یه جوریه که انگار داره  عاقل ان...
14 آبان 1392

یکی دیگر از منظره های دلپذیر در خانه ما

به این عکس نگاه کنید و حدس بزنید اینجا کجاست و جایزه بگیرید! مدیونم بشید فکر کنید اینجا کف خیابونه و شهرداری یه ماهی میشه که نیومده تمیزکاری این کف آشپزخانه ماست و من در نقش نظافتچی حرفه ای خدا شاهده مدام دارم وظیفه تمیزکردن رو انجام میدم اما ما یه آدرینا داریم که اگر هم قبول کنه تو صندلی غذاش بشینه هر چی غذا دم دستش باشه پرت میکنه این ور اون ور و هر چی مامان توضیح میده که این کار بده و نباید چیزی رو پرت کنیم یا غذامون رو زمین بریزیم فایده نداره که نداره قهر، غضب، تشویق، مهربونی، نا مهربونی، منطق و دلیل و برهان حتی خود لوس کردن و  گریه الکی که مامان خسته میشه انقدر همه جا رو باید تمیز کنه در دل سنگ غذا گریز دختر ...
14 آبان 1392

یک دختر تب دار و یک مادر غصه دار- اولین مریضی دخترکم

باباش سرما خورد من خوردم و حالا او... یعنی حالا که نه از یکشنبه هفته پیش شروع شده علائم یه شب تا صبح نشستم بالا سرش تب داشت ولی نگذاشتم به یک درجه هم برسه دکترشم بردیم فرداش و گفت خوشبختانه عفونی نشده کمی بهتر شد ولی از امروز صبح داره میسوزه یعنی حدود ظهر که میخواستم بخوابونمش حس کردم داغه. درجه گذاشتم و دیدم بله لباساش رو تو همون خوابش در آوردم و تبش رو آوردم پایین ولی از بعد از ظهر یهویی تبش رفت بالای 38 دکتر خودش تهران نیست  رفتیم یه دکتر نزدیک خونه چون فکر کردم هر بیمارستانی - من جمله بیمارستان عرفان که طبق گفته دکترش در نبودش میتونیم بریم - اول بر میدارن کلی آزمایش بیخودی میکنن و آخرشم هیچی گفتم بریم...
12 آبان 1392

خوشحالم که فرشته مون 14 ماهه شده به سلامتی! 14 ماهگی مبارک!

دیشب نو گل نازمون شمع کیک چهارده ماهگیش رو با کمک پدر فوت کرد و رسما وارد ماه پانزدهم زندگیش شد. دیشب مهمانهای ویژه ای داشت دخترمون و زنعمو و پسرعموش هم که از شهرستان آمده بودند مهمانمون بودند. این پسر عمو به نظرم با آدرینا شباهت ظاهری خیلی زیادی داره. کلی خانوم بود و خوش تیپ بود و دلبری کرد. جی جی های خوشگل پوشیده بود  و درست شبیه یه خانومچه شده بود و قل قل میخورد راه میرفت و هر جا پا میگذاشت عشق و مهربونی و صفا پخش میکرد. کلــــــــــــــــــــــی هم با پسرعمو جونش اخت شد و با هم ورجه وورجه کردن  و گفتن و خندیدن و بازی کردن. البته پسر عمو 24 ساله هستند ولی انقدر مهربون و پاکند که بچه ها بهشون خیلی جذب میشن به خصوص آدرینا که دخت...
10 آبان 1392

خدایا کمکم کن مادر خوبی برای بچه ام باشم

واقعا در حال حاضر صمیمانه ترین و صادقانه ترین آرزوم و خواسته ام  همینه..تو موضوع خوب غدا نخوردن  آدرینا احساس گناه میکنم و همش ذهنم  درگیر دلیل و علته. فقط از خدا میخوام که واقعا کمکم کنه. تحمل بد بودن برای دخترم رو ندارم.
3 آبان 1392