آدرینا سعی میکنه اسم خودش رو بگه!
صداش میزنم و میگم: آدرینـــــــــــــــــــا نگام میکنه و میگه: آ دِ دِ! به روی خودم نمی آرم و بازم میگم: آدرینــــــــــــــــــــــــا بازم با همون لحن و تن صدای من میگه: آ دِ دِ! و باز هم و باز هم... خوب معلومه دیگه بدش چی میشه، مگه من دلم از آهنه، میپرم ماچ مالیش میکنم دیگه! پی نوشت: الان که سر این پستم صداش از تو هال میاد داره به نازکترین و نرمترین و ظریفترین و مهربانانه ترین صداها میگه: آدر ِآآآآآآآآآآ!
نویسنده :
الهه
17:30


