باورنکردنی- breaking news! - اولین شبی که بدون می می و گریه خوابیدیم
ماجراهای خوابوندن آدرینا در این روزها و شبها بماند برای بعد ولی این رو ثبت میکنم تا یادم بمونه که امشب اولین شبی هستش که آدرینا بدون می می و بدون گریه و زاری خوابیده و من خیلی خوشحالم و در پوستم نمیگنجم حتی اگر از فردا شب همون آش و همون کاسه قبلی باشه هم من باز خوشحالم یعنی انقدر هر شب داره اذیت میکنه و اذیت میشه که یه شب مرخصی هم خودش کلی هستش! بنا بر این با صدای بلند و رسا عجالتا عارضم که: آخ جوووووووووووووون! البته بماند که دختر طلای ما امشب پوستی از مامان بابا کند که واسه خودش خاطره تاریخی شد گفتیم زیر بارون بریم ددر یه کم گشتیم و بعد سر از رستوران گیلار در آوردیم آتیشی سوزوند ها یعنی هراز بار دوغ ریخت زمین از...





